سیسمونی زهرا خانوم
سلام عشق مامان خوبی؟
بالاخره عکسهای سیسمونیت رو آوردم تا برات بزارم تو وبلاگت البته هنوز هم یه خورده ریزه هایی رو باید بگیرم و یه سری لوازم هم با ساکت خونه مادرجونه که از اونها هنوز عکس نگرفتم. ممکنه دیگه فرصت عکس گذاشتن نداشته باشم پس نقد رو به نسیه نمیدم تا اینجا عکسها رو میزارم اگه عمری باقی بود و فرصت کردم بقیه اش رو هم میزارم.
این کمد نازت...

اینم چیدمان داخلش...

و

عروسکهای قشنگت

اینها هم لوازم بازیت. اون مجسمه خرسهای موزیکال و خرگوش طبل زن رو وقتی که 4 ماهه تو شمکم بودی برات از شمال خریدیم. اون عروسک دختر موسبز رو هم مادرجون تقریبا سال 86 که رفته بود سوریه آورد(اون زمان هنوز مجرد بودم)

اون گردنبند مرواریدی رو مادرجون خرداد امسال که رفته بود مکه واست آورد(اون موقع هنوز نمیدونستم تو تو شمکمی)

سرویس ظروف و سرویس قابلمه و ظرفهای متفرقه... اون فنجون چینی گل صورتی مال جهیزیه ی آقاجونه(بابای مامان)

سرویس کالسکه...

عروسک داخل کریرت هدیه تولدت 15 سالگیمه که واست نگه داشتم.

عروسک داخل روروئکت رو مادرجون سال 89 که رفته بود مکه واست آورد.

گهواره ات...

اینم آویز تختت که برای انتخابش از اول بارداریم تا آخرش داشتم میگشتم تا بالاخره اینو پیدا کردم. خیلی دوستش دارم.

اینم دوشک و بالش تختت، پتوت و یه عروسک ناز مامانی...

سرویس خوابت...

اینم دوشک ها و بالشها و دوشکهای تعویض دست کار مادرجون. البته به اینها دوشک و بالش تخت و دوشک کوچیک برای حمل نوزاد رو هم اضافه کن. دستش درد نکنه...

اینم استخر بادی که دایی احمد زحمتش رو کشیده دست گلش درد نکنه و خدا فاطمه کوچولو رو که الان دیگه کربلایی شده واسش نگه داره. انشاالله

سجاده، قرآن ،چادرنماز و سربند یا اباعبدلله که انشاالله محرم به پیشونیت ببندم.

عروسک پرنسسی نازت

اینم همه ی عروسکهات...

سبد، تشک و لوازم تعویض
،
سطل پوشک و سبد تعویض

این هم حوله ها و لوازم حمامت. اون حوله پو رو مادرجون سال 86 واست از سوریه آورده

این کلاه و شالگردن ها دست بافت مامانیته...



اینم پرو شده ی کلاه و شالگردن هات...



پاپوشهای نازت

کفشهای نازت که من عاشقشون شدم

کفش و دمپایی خوشملت

جوراب شلواری خوشمل

شلوار مخمل

اینم پیشبند هنر مامانیت که خیلی واسش زحمت کشیده. یکی مثل همین رو هم واسه فاطمه جون درست کردم.

اینم پیشبند لباسیت

و لباسهات...


این پیراهن رو مادرجون خردادماه برات از مکه آورده

این بلوز رو هم یه روز که حوصله ام سر رفته بود و هوای بازار به سرم زده بود از مغازه ی نزدیک خونمون برات خریدم


این بلوز شلوار رو هم شب عید غدیر بعنوان عیدی با بابایی رفتیم واست خریدیم


سرهمی ها:
این سرهمی رو مادرجون اولی که متوجه شد شما تو اومدی تو شمک من برات خرید و برد حرم آقا امام رضا(ع) واست تبرکش کرد.

این سرهمی رو هم مادرجون پارسال تابستئن از قم واست خریده و تبرکش کرده.

این ست رو هم مادرجون خرداد ماه از مکه واست خریده و به خونه خدا زده تا تبرک بشه



لباسهای زمستونی:


این سارافون هم دست بافت مامانیته یه کم بد شده اما من بجز یکی دوتا کلاه و شالگردن ساده چیز دیگه ای نبافته بودم و برای اولین بار فکر کنم خوب باشه.با کلاه و شالگردنش ستی میشه واسه خودش



بادی ها:



لباسهای متفرقه:


لباسهای تو خونه ای:




سیسمونی زهرا خانوم 